عکاسی از دیروز تا امروز
به گزارش ایرنا نزدیک به دو قرن از روزی که در مجمع فرهنگستان علوم فرانسه ظهور پدیده ای جدید به نام ‘ عکس’ اعلام شد می گذرد، یعنی زمانی که شخصی به نام ‘ لویی ژاک مانده داگر’ روشی را ابداع کرد که به نام ابداع کننده اش ( داگر نوتیپ ) نام گرفت، هر چند اعلام رسمی پیدایش عکاسی توسط ‘ داگر’ صورت گرفت ، ولی در حقیقت باید ‘ ژوزف نیسه فور نیپس ‘ را پدر عکاسی و اولین عکاس جهان دانست.
‘ویلیام هنری فاکس تالبوت ‘ را می توان بنیانگذار عکاسی امروز دانست که از تکنیک ( مثبت و منفی ) یا همان نگاتیو امروزی برای عکسبرداری استفاده کرد و به این ترتیب بود که هم از زمان عکسبرداری و هم از ابعاد دوربینهای عکاسی (که به دلیل جثه ی بزرگشان به ‘ ماموت کامرا ‘ معروف بودند).
عکاسی در ایران نیز قدمتی طولانی دارد ناصر الدین شاه را از جمله اولین عکاسان ایرانی می دانند، آنچه از یادداشتهای شخصی او به دست آمده نشانگر آن است که وی با روشهای علمی و فنی عکاسی و طرز کار دوربینهای مختلف آشنا بوده است، برخی پژوهشگران تاریخ عکاسی نخستین عکاس ایرانی را شاهزاده ملک قاسم میرزا دانستهاند که به روش داگروتیپ بر روی صفحه نقره عکاسی میکرده است.
قدیمی ترین عکسهای ناصرالدین شاه عبارتست از پرتره ای که از خودش گرفته و پرتره ای تمام رخ ازمادرش، با توجه به قدیمی ترین عکس های موجود درآلبوم کاخ گلستان، می توان نتیجه گرفت که در آن زمان درباریان خود عکاسان چیره دستی بوده اند؛ برای نمونه آقا رضا از پیشخدمتان مخصوص شاه که عکاسی را در دارالفنون فرا گرفته بود، به مقام نخستین عکاس باشی دربار منصوب رسید.
در آن دوران تعدادی ازمحصلان مستعد دارالفنون برای کسب مهارتهای فنی و اطلاعات هنری به اروپا اعزام شدند، درابتدا دوربین های عکاسی تنها در دسترس درباریانی خاص که آشنا به فن عکاسی بودند و بیشتر آنها لقب عکاس باشی داشتند قرار می گرفت، از عکاسان دربار به جز آقا رضا می توان از عبدالله میرزا قاجار نام برد.
در آغاز رواج فن عکاسی در ایران، نخستین عکاسخانه در تهران عکاسخانهً ‘ مبارکهً همایونی ‘ در کاخ گلستان بود که به فرمان ناصرالدین شاه و برای امور شخصی و دولتی در دربار ایجاد شده بود که همگان به آنجا راه نداشتند، اما پس از چندی نخستین عکاسخانه برای استفاده عموم به فرمان ناصرالدین شاه در تهران تأسیس شد، از این تاریخ به بعد، گشایش عکاسخانهها در تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران مانند اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز و رشت رو به فزونی بوده است چنانکه اعتماد السلطنه در کتاب المآثر والآثار که تاریخ ۴۰ سال فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دوران ناصری را در بر دارد، تعداد عکاسخانهها و استادان عکاسی را در تهران و سایر بلاد ایران بسیار زیاد و خارج از حد شمارش، نوشته است.
و امروز که از پس آن همه تاریخ پرفراز و نشیب به اینجا رسیده ایم که در جیب و کیف هر کدام از ما دوربینی و گوشی تلفن همراهی است که به راحتی از هرچه و هرکس که بخواهیم عکس میگیریم اما شاید دیگر عکسهای امروز شور و حال عکسهای قدیمی را نداشته باشند، هنگامی که آلبومهای قدیمی را ورق می زنیم و عکسهای جوانی پدر بزرگ و مادر بزرگ و کودکی پدرها و مادرهایمان را می بینیم و هرچند لبخندی شیرین بر گوشه لبمان می نشیند اما گذر زمان را نیز به یاد ما می آورد و گزاف نیست اگرعکس را دنیایی از سخنها دانست که از پس رنگها برای تو حکایت تاریخ را می گوید بدون آنکه نیازی به کلام باشد.
در زمان ما نیز عکاسان حرفه ای که به عکس همچنان متفاوت می نگرند کم نیستند، آنهایی که از پی عکس هدفی را دنبال می کنند و می خواهند لحظات ناب را از پشت لنزهای دوربین ببینند و ثبت کنند.
شخصی می گفت دوربین خوب آن است که عکاسی خوب آن را در دست داشته باشد، عکاسی که زمان و مکان، فوت و فن، هدف و مقصد را می شناسد و می داند دلیل به دست گرفتن آن چیست.
اما جدای از همه بحثها عکاسی حرفه ای راحت و بی دردسر نیست عکاسان پشت دوربینهایشان هستند و ما فقط ثمره کار آنها را در سایتها، مجلات، خبرگزاریها و جاهای مختلف می بینیم اما آیا تا به حال به این مسئله فکر کرده ایم که یک عکاس برای خلق این اثر با چه دشواریهایی روبه روبوده است؟ چه ناملایمات و بعضا سخنان درشتی را به جان خریده است تا امروز من و شما عکسی را ببینیم و لبخندی بزنیم یا از سر تامل آهی بکشیم.
عکس گرفتن از جنگها و ناآرامیها و مناطق دشوار و صعب العبور تنها گوشه ای از دشواری کار عکاسان است که شاید ما هرگز آن را درک نکنیم.
در آستانه ۲۸ مرداد روز جهانی عکاسی پای سخن چند تن از عکاسان نشستیم:
صابر کریمی از اعضای انجمن عکاسان ایران و نیز عضو انجمن عکاسان استان کرمانشاه با اشاره به وجود مشکلات عدیده در عرصه عکاسی در ایران معتقد است که هر کس دوربین دارد عکاس نیست.
کریمی با انتقاد از رفتارهای نامناسب برخی ادارات و نهادها با عکاسان و نیز وجود برخی محدودیتها برای آنها می افزاید: آنچه که به عکاس انگیزه می دهد فضای کار است و اگر عکاس در فضای کار خود راحت نباشد و یا اینکه با او رفتار مناسبی نشود مسلما بر روی کار او تاثیر منفی می گذارد.
وی با اشاره به وجود برخی رابطه ها درعرصه عکاسی می گوید: باید در مسیری حرکت کنیم که رابطه ها در آن خیلی پررنگ نباشد و فضا راحت تر شود و این مسئله جا بیفتد که عکاسی فقط عکس گرفتن نیست بلکه باید هدفی را دنبال کند.
این عضو انجمن عکاسان ایران می افزاید: عکاسان خبری و مطبوعات نسبت به عکاسان هنری فضای مناسب تری برای کار دارند و امیدوارم فضای کار عکاسان هنری نیز بازتر شود و در عرصه عکاسی خبری نیز عکاسان بیشتر به دنبال عکسهای پوششی هستند در حالی که عکاسان خود باید خبر تولید کنند زیرا یک عکس خود گویای بسیاری از حقایق است و می توان بسیاری از مسایل جامعه را با آن بیان کرد.
عبدالله مرادی که یکی دیگر از عکاسان کرمانشاه می گوید: محدودیت برای عکاسان در همه جای دنیا وجود دارد اما این محدودیت بسته به میزان آگاهی مدیران و مردم متغییر است و ما شاهد آن هستیم در بسیاری از نقاط دنیا که حرفه عکاسی نهادینه شده، عکاسی از شخصیتها راحت تر ازعکاسی از مردم است اما در استان برای عکس گرفتن از شخصیتها محدودیت وجود دارد.
مرادی می افزاید: برخی مواقع شاهد آن هستیم که یک ارگان و نهاد مبلغ زیادی را برای برپایی یک مراسم هزینه می کند اما حاضر نیست برای عکاسی از مراسم هزینه بپردازد این در حالی است که عکسها ماندگارند و در یادها می مانند.
این عکاس فعال در حوزه مطبوعات استان کرمانشاه معتقد است: بحث کار حرفه ای هنوز جای خود را در جامعه باز نکرده و بسیاری از مدیران و مردم تفاوت میان عکس حرفه ای و آماتور را بخوبی نمی دانند.




