ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

تصور شما از عکاس در ۲۰۰ سال آینده چیست؟

future-of-photography1
ب

 

در ابتدا باید بگوییم در کنفرانس MWC امسال گوشی‌هایی معرفی گردید که هرکدام چیزی بر عکاسی موبایلی اضافه می کردند. یکی دوربین دوقلو داشت و دیگری قادر بود در محیط‌های تاریک عکس‌های خوبی بگیرد. اتفاقا در هفته‌های اخیر دوربین‌های دیجیتال مختلفی هم به بازار آمدند. دوربین‌هایی که نسبت به نسل قبل عکس‌های بهتری می‌گیرند و به اشتراک‌گذاری تصاویر با آن‌ّها ساده‌تر می باشد. به طور کلی امروزه دوربین‌ها یا در راه کیفیت بهتر تصویر و یا در به اشتراک‌گذاری آسان‌تر آن‌ها پیش می‌روند. در آینده‌ی نزدیک احتمالا دوربین‌های خیلی با کیفیتی خواهیم داشت که بر گجت‌های پوشیدنی سوار شده‌اند و بسیار سریع و آسان می‌شود تصویر آن‌ها را به اشتراک گذاشت. ولی شاید فکر کردن به آینده‌ی دورتر دوربین‌ها، مثل ۲۰۰ یا ۵۰۰ سال دیگر جذاب‌تر باشد. هنگامی که همه‌ی این دوربین‌ها،‌ گوشی‌ها و حتی گجت‌های پوشیدنی، وسایلی مربوط به چند قرن پیش هستند. بیایید کمی با هم به این موضوع بیاندیشیم.

گفتنیست برای پیش‌بینی بهتر آینده‌ی دور، بهتر می باشد به گذشته‌ی خیلی دور برویم و خیلی سریع آن را مرور نماییم. یکی از نقاط قوت بزرگ انسان هوشمند نسبت به دیگر موجودات زنده، توانایی برقراری ارتباط با هم نوعانش به شکل پیشرفته و پیچیده می باشد. انسان هوشمند چند هزار سال قبل، ابزار زبان پیشرفته را داشت و می‌توانست آن‌چه که تجربه کرده بود را به دیگران منتقل نماید. انسان با حسگرهایش (به خصوص چشمانش) دنیای پیرامونش را احساس می‌نمود و با بدنش (به خصوص سیستم صوتی) تجربه را منتقل می‌نمود. بدین صورت آن‌چه که شاهد بود را با هم نوعانش به اشتراک می‌گذاشت.

مطلب مرتبط:
درباره عکاسی به سبک امپرسیونیسم بیشتر بدانیم

قابل ذکر است که یک مشکل وجود داشت. مشکل این‌جا بود که انسان باستانی این اطلاعات را تنها قادر بود با هم نوعانی که آن لحظه در کنارش حضور داشتند به اشتراک بگذارد و در نهایت باید ماجرایی را برای اشخاصی تعریف می‌کرد تا دیگران بتوانند آن را برای کسانی در آینده یا در مکانی دیگر تعریف کنند.

شایان ذکر است انسان یک قابلیت دیگر هم داشت. او قادر بود از ابزار برای ثبت کردن تصویر یک رویداد استفاده نماید. فرض کنید که ۴۰ هزار سال پیش یک نفر خرس بزرگ و خطرناکی دیده که دوستش را کشته است. او به هر دلیلی می‌خواهد به دیگر انسان‌هایی که ممکن است از آن‌جا گذر کنند خبر بدهد که در این منطقه از جنگل خرس بزرگی وجود دارد. انسان هوشمند ذهن خلاق و دستان توانایی داراست، او چند سنگ سخت را برداشت و روی دیواره‌ی یک غار در همان نزدیکی، نقش خرسی که در حال کشتن یک انسان است را به تصویر کشید. به همین سبب است که اکنون در بعضی از غارها تصاویر این‌چنینی وجود دارد. اولین رسالت این حکاکی‌ها و نقاشی‌ها، ارتباط بوده است. این پدیده را می‌توانیم اولین قدم‌های «نورنگاری» (Photography- در لاتین Photo به معنی نور و Graphy به معنی نگاشتن) بدانیم. یعنی اینکه انسان با چشمانش پدیده‌ای را می‌دیده و با دستانش آن را می‌کشیده است. در دوربین‌های عکاسی امروزی هم درست همین کار را می‌کنیم. در ضمن این حکاکی‌ها را به نوبه‌ی خود می‌توانیم مقدمه‌ای بر خط و نوشتن بدانیم.

 توجه داشته باشید که حکاکی و نقاشی بر دیواره‌ها اولین راه ارتباط با اشخاصی بود که در زمان و مکان نگارنده حضور نداشتند.

باید بگوییم  کم کم بعضی افراد پیدا شدند که بهتر از بقیه روی دیواره‌ی غارها نقش می‌زدند. به تدریج این کار به نوعی هنر هم تبدیل گردید و کسانی که بهتر نقاشی می‌کردند، توسط اعضای گروه تشویق می‌شدند. می‌توان همین مسیر را گرفت و به نقاشی‌های مدرن هزاران سال بعد رسید. همان نقاشی‌هایی که کاربرد دوگانه‌ی هنر و ارتباط دارند. نقاشی‌ها را می‌شد کشید و به دوردست‌ها فرستاد یا برای آیندگان برجای گذاشت. با اختراع ماشین چاپ هم این به اشتراک‌گذاری آسان‌تر گردید.

مطلب مرتبط:
آشنایی با مانت لنز ها

باید ذکر کنیم که  از یکی دو هزار سال پیش آدم‌ها متوجه پدیده‌ی جالبی شدند. اینکه وقتی نور از یک سوراخ خیلی ریز رد می‌شود، می‌تواند کانونی شده و تصویر منظره‌ای که از آن ساطع شده را روی یک سطح تشکیل دهد. این پدیده را در طبیعت به راحتی می‌توان دید. مثلا به هنگام خورشید گرفتگی، نور خورشید گرفته از لابلای شاخ و برگ درختان گذر می‌کند و تصویر آن روی زمین تشکیل می‌شود. به هر ترتیب انسان خلاق و راحت‌ طلب راه آسان‌تری را برای کشیدن نقاشی‌های منظره برگزید. اینکه جعبه‌ای بزرگ بسازد و یک روزنه‌ی کوچک روی یکی از صفحات آن ایجاد کند تا تصویر روی صفحه‌ی روبرو تشکیل شود. حالا نقاش می‌توانست روی تصویر ایجاد شده طراحی اولیه‌ای انجام بدهد و سپس جزییات را به آن اضافه کن د. بعدها نام این دستگاه که مقدمه‌ای بر دوربین‌های عکاسی بود را کمرا آبسکیورا گذاشتند.

 فراموش نکنید که هنگامیکه نور یک چشم‌انداز از روزنه‌ای کوچک عبور می‌نماید تصویر منظره را روی صفحه‌ی روبرو تشکیل می‌دهد. از این روش برای نقاشی منظره استفاده می‌شد و این نخستین گام برای بوجود آمدن دوربین‌های عکاسی بوده است.

نکته‌ی دیگر این‌که کم کم کیمیاگران قدیمی موادی پیدا کردند که در برابر تابش نور حساس بودند. وقتی آن‌ها را روی صفحات فلزی قرار می‌دادند و در برابر روزنه‌ی کمرا آبسکیورا می‌گذاشتند، تصویر روی آن ثبت می‌شد و برای مدت زمانی محدود باقی می‌ماند. پرده‌ای هم جلوی روزنه قرار دادند تا اصطلاحا بتوانند نوردهی را قطع یا وصل کنند. با این حال روزنه‌ی کمرا آبسکیورا خیلی کوچک بود و درصورت کم بودن نور محیط، تصویر تشکیل نمی‌شد. به همین دلیل به جای استفاده از روزنه برای کانونی کردن نور، از عدسی که تازه اختراع شده بود، استفاده کردند. عدسی‌ها قطر بیشتری داشتند و بنابراین به یکباره قطر روزنه‌ی ورود نور چند برابر شد. آن‌ها قادر بودند با استفاده از پدیده‌ی شکست نور، تصویر را روی صفحه‌ی آغشته به مواد شیمیایی حساس به نور کانونی نمایند. با این وجود همیشه این نور زیاد احتیاج نبود و گاهی اوقات لازم بود که بتوان به جز با زمان باز و بسته نگه داشتن پرده، نور ورودی را کنترل نمود. به پنجره‌ای نیاز بود که بتواند با کوچک و بزرگ شدن این کار را انجام دهد. بدین صورت دیافراگم دوربین اختراع شد. سه ابزار پرده (شاتر)، پنجره (دیافراگم) و حساسیت صفحه‌ی حساس به نور (ISO) در عکاسی امروزی هم سه پارامتر اصلی نوردهی می باشند.

جالب است بدانید عدسی، قابلیت تغییر کانون، دیافراگم، پرده‌ی شاتر و از همه مهم‌تر صفحه‌ی ثبت کننده‌ی نور، فناوری‌هایی بودند که سبب تبدیل کمرا آبسکیورا به دوربین‌ عکاسی گردیدند.

در ادامه باید بگوییم دوربین‌های عکاسی و سپس فیلم‌برداری در طول سال‌ها پیشرفت زیادی نموده اند و به کمک فناوری‌های پیشرفته‌ی انتقال تصویر، تبدیل به بهترین ابزارهای ارتباطی ما شدند. حالا ما انسان‌ها پس از تماشای یک رویداد به جای اینکه بخواهیم با صحبت کردن آن را برای دوستان خود تعریف کنیم یا نقش و نگارش را روی دیوار غار بکشیم، می‌توانیم عکس یا فیلم آن را بگیریم و به اشتراک بگذاریم. تا همین سه دهه‌ی قبل باید با پست این فیلم و عکس را ارسال می‌نمودیم و حالا با استفاده از اینترنت این کار را انجام می‌دهیم. دوربین‌ها دیگر از آن دستگاه‌های مستقل تبدیل به وسایلی شده‌اند که در جیب یا ساعت ما جای می‌شوند. به احتمال زیاد تا چند وقت دیگر هم روی عینک یا لنز هوشمند ما قرار می‌گیرند. ولی آینده‌ی دوردست چگونه می باشد؟ آیا دوربین‌ها همین‌طور کوچک می‌شوند و نهایتا به صورت چیپ‌هایی الکترونیکی زیر پوست ما قرار می‌گیرند؟

باید بگوییم گوشی‌های همراه تکامل یافته‌ی همان ابزارهای حکاکی بر دیواره‌ی غار می باشند. ابزار نورنگاری به بدن ما نزدیک شده و در جیبمان قرار دارد. ولی آینده چگونه می باشد؟ آیا آن‌ها صرفا به صورت یک چیپ الکترونیکی زیر پوست ما قرار می‌گیرند؟

در اینجا بهتر است دوباره به اول داستان برگردیم. بدن ما هم لنز و عدسی و سنسور دارد، هم پردازشگر تصویر و قابلیت ذخیره‌سازی. این‌ها همان چشمان و مغز ما هستند. بنابراین می‌توان گفت که به هیچ‌کدام از این ابزارها احتیاج نداریم و خودمان بهترشان را داریم. شاید اگر از دیدگاه تکاملی هم بخواهیم نگاه کنیم، بتوانیم اینگونه بگوییم که در انتقال پیام‌هایمان به همدیگر از دیگر موجودات زنده پیشرفته‌تریم، ولی نه خیلی پیشرفته‌تر. یعنی زمانیکه رویدادی را دیده‌ایم و می‌خواهیم آن را به بقیه نشان دهیم، یا باید صحبت کنیم و یا با استفاده از ابزارهایی مثل نقاشی و عکاسی آن را به دیگران منتقل کنیم. حالا فرضا این دوربین‌ها می‌توانند خیلی کوچک شوند و درون لنز هوشمند چشم ما جای بگیرند. ولی به نظر می‌رسد حالت پیشرفته‌تر این می باشد که کاری کنیم تا تصویر دقیق ذهنی ما در ذهن دیگران نقش ببندد. یعنی وقتی یک رویداد رخ می‌دهد، بتوانیم به آن نگاه کنیم، مغز ما آن را ببیند،‌ پردازش کند و انتخاب کنیم که دقیقا این تصویر به ذهن یک یا چند نفر از دوستانمان منتقل گردد. در این صورت واسطه‌ها را حذف کرده‌ایم. نمی‌دانم شاید باید به صورت بیولوژیک کاری کنیم که این قابلیت به مغز ما اضافه شود. به هر صورت در طول تکامل این انتقال وایرلس اطلاعات بین مغزهای ما بوجود نیامده است (اگر انتقال صوتی از طریق صحبت کردن یا زبان بدن را جزو آن حساب نکنیم). شاید باید کاری کرد که بچه‌هایی که به دنیا می‌آیند از ابتدا این توانایی را داشته باشند. یعنی نوعی توانایی در ارتباط بی‌سیم مغز با مغز بدون نیاز به انتقال اطلاعات از طریق صحبت کردن یا نقاشی کردن و عکس گرفتن.

همانطور که میدانید نقاشی و عکاسی ابزارهایی برای کمک به ارتباط بین انسان‌ها می باشند. بدن ما عدسی، سنسور، پردازشگر تصویر و فضای ذخیره‌سازی را دارد. بنابراین شاید بتوانیم روزی واسطه‌ها را حذف نماییم و از طریق انتقال دقیق تصویر ذهنی، هر آن‌چه می‌بینیم را با هم نوعانمان به اشتراک بگذاریم.

در پایان باید بگوییم جالب است که اگر چنین ارتباط دقیقی در تصویر ذهنی برقرار گردد، یکی از بزرگترین مشکل انسان‌ها، یعنی عدم توانایی در برقراری ارتباط دقیق و بهینه حل می‌گردد. از جمله بزرگترین مشکلات ما این می باشد که خیلی خوب نمی‌توانیم منظورمان را منتقل کنیم و دیگران دقیقا متوجه منظور ما نمی‌شوند. به نوعی ما نمی‌توانیم خود را جای همدیگر قرار دهیم تا تعامل بهینه‌ای داشته باشیم و بنابراین همیشه سوء تفاهم و البته همین مشکلاتی که همیشه بین مردم دنیا وجود داشته پیش می‌آید.اگر شما هم نکته‌ای برای اضافه کردن به آنچه گفته شد دارید خوشحال خواهیم شد آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید. اگر این مقاله را مفید یافتید لطفا آن را با دوستان خود هم به اشتراک بگذارید.

مطلب مرتبط:
آموزش عکاسی در آفتاب شدید

منبع: دیجیکالا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا شکل زیر را با استفاده از اعداد به ترتیب از چپ به راست بنویسید (ضد اسپم)